دیروز خیلی دلم گرفته بود خیلی ...
اینقدر دنبال علتش گشتم تا آخر پیدا شد.
می دانم دیروز این دل میهمان بود
میهمان یک آقای بی نشان!!!!
نه نه آقای حاضر در پی ما گمگشتگان!
میگویند وقتی بی اختیار دلت می گیرد و نگاهت به روی خدا میافتد
بدان و باور داشته باش که
کسی در جایی مقدس با نفسی پاک دلش برایت تنگ شده است و همچون همیشه دستانش را مهربانانه به بهانه دعای تو رو به در گاه حضرت حق بلند کرده است
میدانم بار دیگر
دیروز
به مانند روزهای دیگر
نگاه غریبانه آقا
و اشکهایی از برای آدم نشدن من
اقا بگذار که در سایه دیوار تو باشم...
نوشته شده توسط علیرضا رضوان در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 ساعت 9:39 | لینک ثابت |
