دیروز اتفاقی برام افتاد که خیلی دلم گرفت
خدا یه نفر رو گذاشت سرراهم که یه بار دیگه محک بخورم
و...
و البته شاید وسیله ای برای شناخت کسی
هرچند شناختی ناقص
آه خدای نزدیکتر از نزدیک دم دست
هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده توسط علیرضا رضوان در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ساعت 8:41 | لینک ثابت |
این روزها عجیب به سرم حال و هوای خانه خدا افتاده است!
زمانی آرزوی هر ثانیه ام زیارت مدینه و بقیع و خانه حضرت دوست بود
گذشت و گذشت
تا به خود امدم در مقابلم تمام این آرزوها تجسمی واقعی یافت
تا الان که اینجا نشستم و البته در حیرت گذران عمر و وقت
و در حسرت فراغ لحظات انس
حال چیزی که همین روزها بیشتر آتش درونم را بیشتر می کند یاد ایامیست در جوار حریم یار و بقیع و خانه دوست
که این زمزمه گوش دلم را کر میکرد:
گرد حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام
هیچ کجا برای من کرببلا نمی شود
نوشته شده توسط علیرضا رضوان در پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 15:12 | لینک ثابت |
