با خودم که فکر میکنم این دنیا جز بلا و ناراحتی و خستگی و انواع دلزدگیهای که ادم به مقع بهشون میرسه نداره والبته کمی خوشی که اونم ناچیزه و خیلی وقتا بی فایده!
واقعا اگه ما تو این دنیا چیزی به نام پروردگار نداشتیم که هر دقیقه به بهانه ای خونشو دق الباب کنیم و اون هم با تمام وجود در آغوشمون بگیره و اصلا به روی پر از گرد و خاک دنیایی ما نگاه نکنه و نازمون رو بخره
چیکار میکردیم؟؟؟؟
افسوس میخورم که هر چی با خودم فکر میکنم هیچ وقت نشده که من با روی سفید در اون خونه حاضر شم![]()
ای کاش خیلی از امد و رفتام در این خونه فقط واسه خودشون بود اما تا بوده هر وقت رفتم در این حریم پاک فقط واسه خودم بوده نه خودش
افسوس ....
و انگار این دنیا جز افسوس برای ما آدمها توشه ای ندارد
افسوس...
امروز دوستم گفت که صهیونیستها روز ۸ مه ۲۰۰۸ یا همون ۲۵ اردیبهشت خودمان میخواهند جشن مفصلی به را بیاندازند به خاطر اشغال فلسطین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به خاطر ۶۰ مین سالگردش!![]()
من : من نمیدونم اشغال زوری و ظلم و آدم کشی و .... چه جور جشنی داره!
افسوس میخورم به حال این همه به اصطلاح مسلمون که کنار گوششون میخوان واسه کشت و کشتار برادر خواهراشون جشن بگیرن و اینا دارن راحت زندگی میکنن!
آخه تا کی باید بی خیالی رو تجربه کنیم ؟ فکر کنم بد نباشه واسه یه لحظه هم که شده چند متر اونطرفتر هم یه نگاه بندازیم شاید شاید شاید سر سوزنی کمک من و تو رو لب یه کوچولوی مسلمون خنده بیاره!
و شاید اگر ذره ای منو تو به خودمون بیایم آقای غریبمون زودتر چشمامون رو میزبان قدمهای پاکشون کنن.
حالا این همه به اصطلاح مسلمون حتی به خاطر خودشون هم حاضر به اتحاد نیستند واسه خدا و خلق خدا پیشکششون. چقدر خنده دار![]()
اللهم عجل عجل عجل عجل .......
لولیک الفرج... ![]()
باز هم بزرگتر شدم. دوست داشتم فلان مدل توپ را هم برای خود خود خودم داشتم.آنقدر گذشت تا فلان توپ را هم در خانه میدیدم.![]()
باز هم گذشت و گذشت وقتی را یادم میاید که دوست داشتم فلان مدرسه درس بخوانم! به خودم که آمدم خود را پشت نیمکتهای آن مدرسه یافتم.![]()
رسیدم به جوانی. آرزو داشتم که به فلان دانشگاه بروم. با فلان کس دوست شوم و با فلان تیپ بیرون بروم.تا اینکه گذشت و رسیدم به جایی که با فلان پسر دوست شدم با فلان تیپ بیرون رفتم و بالاخره در فلان دانشگاه درس خواندم.![]()
باز این عمر سپری شد تا رسیدم به جاهایی که آنها هم مثل قبل یک زمان آرزویی محال در زندگیم بود.و..... ![]()
و اکنون خود را میان تمام آرزوهای محال خود در مقطعی از زمان میابم.
آدم هر چه که به زندگی قبل از این بر میگردد آنچنان رحمت خدا را در زندگی خود جاری میبیند که اصلا ذره ای متوجه برآورده شدن آرزوهای دور و درازش نیست!
با خودم گفتم: هر قدر که اعمال زندگیم رنگ و بوی خدایی داشت و هر کاری که خدا را در ان دخیل میدانستم برایم مانده اند یا به عبارتی پشیمان نیستم و برایم ماندگارترین لحظه ها هستند
حتی می توانم بگویم آن لحظه ها سپری نشده اند. بل با من همراهند و به نوعی گذران عمر میکنند و حتی خیلی جاها به کمکم آمده اند!!!!! ![]()
..... و آه و حسرتی بیش نیست از آن زمانهای از دست رفته و کارهای واقعه .....
اکنون نیز درکی نیست که همین لحظه نیز زمانی آرزویی بیش نبود!!!!!!!!!
و اکنون خود را در آن میابم بدون هیچ تاملی که رعایت انصاف شود.
تا خالق زمین و آسمان حتی لحظه ای هر چند کوچک در زندگی درک. نه نه! احساس شود
وشاید شکری کوچک از جانب این ذره دریای هستی!
شاید .....
که آن جانباز شیمیایی اسمش........... آها! اسمش حاج عبالرضا شفیعی
نحیف و لاغر و ضعیف
از شدت درد و خستگی دوران درمان بعد از جنگ
با چهرهای غرق در نور
بر روی تخت آسایشگاه
خوابیده بود.
آسایشگاه شهید بهشتی تهران بود به گمانم.
یادم نمی آید دیگر!
که چه حرفهایی به ما هدیه داد! ( آدما معمولا چیزایی که خیلی واسشون مهمه از یادشون میره درسته؟
)
یکی از اون حرفهایی که یادم میاد اینه که می گفت :
وقتی میخوام برم بیرون میذارم شب از راه برسه
تا مردم همه برن خونه هاشون بعد من میام تو شهر
آخه مردم....
فکرشو بکنید این آدم حدودا بیست و خورده ای سال پیش واسه خدا و این مردم کجا بوده!
الان چی ؟
کجاست؟
" عوامل وهابی درجنوب کشور اقدام به پخش کتابهایی در تمجید معاویه لعنت ا... علیه نموده اند که بیشتر تمرکز آن در استان هرمزگان میباشد."
من دانشجو هستم . دانشجوی یک دانشگاه در یک مملکت اسلامی و دارای مذهب شیعه(البته به اصطلاح!) و به سلامتی ما دانش جو جماعت شیعه! کتابهای وهابیون همین بیخ گوشمان در حال توزیع و پخش و تبلیغ وووو . . . است.
خلاصه رسما میخواهند حتی ما بچه شیعه ها هم وهابی شویم!!!!
یه نکته به نظرم اومد اینکه:
با خودت فکر کن! بعد از چندین سال عمری که از خدا گرفتی چقدرش رو صرف خودت کردی؟
چقدرشوهم صرف دینت؟ چقدرشو هم صرف آدمای دوروبرت؟
نه اصلا فکر کن تو این چندین سال چه کارهایی کردی که آقا صاحب الزمان(عج) روت حساب باز کنه؟!!![]()
اما خودمونیم به برت بیخیالی و سستی ما شیعه هاست که به همین راحتی دارن همه هستیمون رو جلوی چشمامون میبرند و ما هم فقط نگاه میکنیم
فقط نگاه... ![]()