تبليغاتX
بی نشان

برای ۵ دوستی که نظرات اول مطلب قبل رو دادن:

۱-

۲- واقعا ممنون از این همه اظهار نظر در رابطه با مطلبی که گذاشتم ...

۳- آمووووووو  این همه زحمت کشیدم مطلب و عکس پیدا کردم کپی پیست کردم

نامردا ...

۴- فقط آزادیخواه نظر داد بقیتون تو سرو کله هم زدین

اصلا من دیگه انگیزه ندارم واسه نوشتن

نوشته شده توسط علیرضا رضوان در شنبه سی ام آبان 1388 ساعت 17:16 | لینک ثابت |

دلم برایت تنگ شده است ای ...

ای امام رضای دوست داشتنی

ای امام رضای دوست داشتنی ...

آن زمان که بسیار بچه تر بودم از اکنون ، با خود فکر می کردم که تو اگر نیامده بودی ، تو اگر خودت را به مردم ، نشان نداده بودی ، همه لغتنامه ها معطل می ماندند که در مقابل کلمه رئوف چه بگذارند!؟

اما کمی که بزرگتر شدم  و دلم توانست چون کبوتران حرمت در آستان مهر تو پرو بالی بگشاید ، فهمیدم که واژه ها چقدر ناتوان و حقیرندبرای معنا کردن تو.

 

ای بیکرانگی محض ! ای مهربانی منتشر ! ای هویت بخش رافت !

ما چه کنیم و چه میتوانیم بکنیم جز اینکه دست به دعا برداریم واز خدا بخواهیم که آن«ابن الرضا»آخرین بیاید و آن خورشید چهاردهم طلوع کند.

ای امام رضای دوست داشتنی !

فقط فرزند قائم توست که می تواند تو را برای ما معنا کند و تها در سایه ظهور توست که می تواند عقاب اندیشه مان را در آسمان بیکران ادراک تو به پرواز در آوریم.

ای امامی که در مقابل هیچ حاجتی زبان دلت هرگز به گفتن (( نه)) نمی چرخد ، ظهور عاجل فرزندت را از خدا بخواه!

سید مهدی شجاعی

 

 

نوشته شده توسط علیرضا رضوان در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 ساعت 9:25 | لینک ثابت |
یک زمانی دوستی داشتم که هر وقت از خواب بیدار می شد پنجره اتاقش رو که طبقه چهارم بود باز می کرد و خیلی دوست داشتنی رو میکرد به آسمون و میگفت :

سلام خدا جون ...

منم دوست دارم همیشه و هر لحظه بگم سلام خدا جون...

شاید گاهی اینطوری بشه دل خدا رو به دست اورد بلکه اون شرمندگی کم شه

نه؟     

 

نوشته شده توسط علیرضا رضوان در شنبه بیست و سوم آبان 1388 ساعت 16:48 | لینک ثابت |

 

هر لحظه که بر فرزند آدم بگذرد و او در آن لحظه به یاد خدا نباشد، در روز قیامت حسرتش را خواهد خورد

رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم.

 

نوشته شده توسط علیرضا رضوان در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 11:23 | لینک ثابت |

ماه رمضونی بعضی مردم کجا و بعضی دیگر کجا و ما کجا

همه در آغوش یار  همه ...

من تنها همه را به نظاره نشسته ام

و همچنان در برزخ دنیا دست و پا می زنم 

نوشته شده توسط علیرضا رضوان در دوشنبه دوم شهریور 1388 ساعت 14:7 | لینک ثابت |
اونقدر تو دنيا گير افتادم كه...

الان كه اومدم يه سر بزنم به اين خونه يادم اومد كه سال قبل همچين لحظاتي اين چشمايي كه لايق باز بودن نيست خيره مانده بود به يك جاي تاريك اما پر از نور!!!!!!

به بقيع

ميلاد حضرت عباس تا ميلاد اقامون حضرت حجت اونجا بودم

مكه مدينه

يادش به خير قدر ندونستيم

آدم نشديم

دنيا شده دار و ندارمون

ديگه لحظه اي دوست ندارم بمونم

باز هم اي من بيچارم كرده

اقا جون

دلم خيلي گرفته خيلي

چپيديم تو اين اشغال دوني كه اسمش ميشه دنيا

 

نوشته شده توسط علیرضا رضوان در شنبه سوم مرداد 1388 ساعت 21:30 | لینک ثابت |
یکی نیست بگه بچه یه نگاه به خودتو دور و بریاتو این دنیا بنداز

آخه کدومش موندگاره که اینقدر محکم دل بستی

یه خورده فکر کن...

دلت به چی خوشه؟

به دنیا؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اگه به دنیا نه بهتر بگم به ذره ای از دنیا دلت خوشه

ای من بدتر از بد

برو بمیر.

 

 

وقتی وارد این ماه پر برکت و رحمت شدیم حسابی دلم لرزید

واقعا این منم که یک سال دیگه عمر کردم تا باز هم ببینم این ماه رو؟

باز هم بوی خاک میده این ماه

بوی دیوار سنگی خانه پاک خدا

وقتی که شکافت و ...

یادش بخیر اون روزهای دست نیافتنی

دور خونه خدا می چرخیدیم

با عشق

با او

لبیک میگفتیم و

می نشستیم به دیوار شکاف خورده اون خانه نگاه میکردیم

یادش بخیر نفهمیدم چه طوری گذشت

یعنی این من بود؟

در تب و تاب نگاه های غریبانه سمت بقیع خاموش

نوشته شده توسط علیرضا رضوان در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 15:35 | لینک ثابت |

امان از دل مهدی...

نمی دانم ما در کدام صف به انتظار نشستیم...

حق یا باطل

نمیدانم...

همین

نوشته شده توسط علیرضا رضوان در شنبه سی ام خرداد 1388 ساعت 16:6 | لینک ثابت |

الهی ...

کیف حیلتی؟

یا ستارالعیوب

ویا غفارالذنوب...

نوشته شده توسط علیرضا رضوان در جمعه پانزدهم خرداد 1388 ساعت 19:29 | لینک ثابت |
میگن و همیشه گفتن اگه میخواین کسی رو خوبتر بشناسید یه نگاه به اطرافیانش بندازین....

خوب دور و بر کاندیدا چی میگذره؟

چه کسانی و با چه نیتی؟

خوب دقت کنید...

همین...

نوشته شده توسط علیرضا رضوان در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 ساعت 15:5 | لینک ثابت |